خرید بک لینک

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: جمعه 27 خرداد 1401 ساعت: 21:26

گفتم آهن دلی کنم چندیندهم دل به هیچ دلبندیوان که را دیده در دهان تو رفتهرگزش گوش نشنود پندیخاصه ما را که در ازل بودهستبا تو آمیزشی و پیوندیبه دلت کز دلت به در نکنمسختتر زین مخواه سوگندییک دم آخر حجاب یک سو نهتا برآساید آرزومندیهمچنان پیر نیست مادر دهرکه بیاورد چون تو فرزندیریش فرهاد بهترک میبودگر نه شیرین نمک پراکندیکاشکی خاک بودمی در راهتا مگر سایه بر من افکندیچه کند بندهای که از دل و جاننکند خدمت خداوندیسعدیا دور نیک نامی رفتنوبت عاشقیست یک چندی ♥ سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 8:55 بـ ه قـلمـ

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: جمعه 27 خرداد 1401 ساعت: 21:26

همچنان داغ جدایی جگرم میسوزد مگرم دستT چو مرهم بنهی بر دل ریش  چشمی دارم چو لعل شیرین همه آبجسمی دارم چو جان مجنون همه دردبختی دارم چو چشم خسرو همه خوابجانی دارم چو زلف لیلی همه تاب ♥ دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 8:46 بـ ه قـلمـ

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: سه شنبه 3 خرداد 1401 ساعت: 11:18

صفحه بندی